دوشنبه , ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
حکایت «مسلماً مورچه»

حکایت «مسلماً مورچه»

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد و با خوشحالی هر روز کار زیادی انجام می داد. رئیسش که یک شیر بود از اینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. بنابراین سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد تا این موضوع را بررسی کند.

اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود. او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت. عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت. شیر از گزارشات سوسک لذت می برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید

را توصیف می کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند. او می توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می داد استفاده کند. بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد. او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد.

مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود از این حد کاغذ بازی افراطی و جلساتی که بیشتر وقتش را هدر می داد متنفر بود. شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی که مورچه در آن کار می کرد معرفی کند. این سمت به جیرجیرک داده شد. اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود. این مسئول جدید یعنی جیرجیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد.

اکنون واحدی که مورچه در آن کار می کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی خندید و همه ناراحت بودند. در این زمان بود که جیرجیرک، شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد. با مرور هزینه هایی که برای اداره واحد مورچه می شد شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است.

بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود. جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد. نتیجه نهایی این بود: «تعداد کارکنان زیاد است».

حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟

مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت.

درباره‌ی محمود بنی اسدی (مدیر سایت)

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حسابداری مسلط به نرم افزارهای آفیس مخصوصا ورد و اکسل ، مدرس اکسل و نویسنده شش مقاله در سطح ملی و ISI، آشنا به نرم افزارهای مالی *** آیدی جهت ارتباط از طریق واتساپ و لاین : baniasadi67 ***

۸ نظر

  1. سلام
    خیلی جالب بود
    تشکر

  2. سلام این مورچه درست منم تو این شرکت لعنتی که با لیسانس حسابداری از یه دانشگاه خوب منشی هستم تنخواه دستمه اگه روشون از این زیادتر بشه باید آشغال ها رو هم من بببرم پایین .
    کاش…

  3. با سلام خدمت شما، به نظرم شما باسد صبر وتحمل داشته باشید،تمام کسانی که الان مدیر مالی هستند یه روزکاری دوره شمارو طی کردند،

  4. باسلام به نظرم اینکه یکی از مواردی که باعث شده جامعه ما به این وضع درآمده همینه که در تصمیم گیریها فقط مو رو میبینیم و به سرعت اجرائی میکنیم بدون اینکه به اصل موضوع فکر کنیم به نظرم مدیر آقا شیره نبود بلکه شیر آب بود یا شیر پاستوریزه که این همه حیوانات رو واردسیستم کرده بود وهر کدام هم علاوه برحقوق ودستمزدهای زیادی که به شرکت تحمیل کرده اند و هزینه های جانبی(ازجمله کامپیوتر و گزارشات بی هدف و…) به شرکت واردکرده بودند رو نادیده گرفته وگیر داده به مورچه ای که باز هم خود مدیر ضمیمه ساز چنین تفکری بود که به ذهن مورچه افتاده.هرموقع که یک مدیر احساس کردکه تو هر سیستمی خودش ضمیمه ساز چنین فکرهای به ذهن پرسنلش شد وبه عبارتی مسولیت حتی فکرهای که کارمندانش به ذهنشون میرسه هم به عهده خودش هست وخودش رو مسبب این دونست وخودش رو جریمه کرد اونوقته که اون مدیره آقا شیره هست .

  5. با سلام بسیار بسیار ممنونم از حکایت زیباتون خوشحال میشم مطالب مدبریتی تون رو بیشتر کنید

  6. سلام
    فکر کنم این قضیه ی مورچه تو ایران بوده چون من جاهایی بودم که تعداد سرپرستان از تعداد کارگران تولید بیشتر بوده این یعنی تعداد برنامه ریزان تولید و عوامل غیر مستقیم در تولید بیشتر از کسانی میباشد که مستقیم در تولید نقش دارند.
    من نمیگم سرپرستان کم باشند و یا نباید تعدادشان زیاد باشد بلکه منظورم اینه که شاید کارگران تولید علم به کارگیری مهارتهای خودشونو نداشته باشند پس کسانی باید در راس انان قرار بگیرد تا از تمام مهارتهای انان در بهترین زمان ممکن استفاده شود.
    و در اخر بگم که هر چی سنگه زیر پای لنگه .بدبخت مورچه!!!!!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سوال امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.