سه شنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۵
سرخط خبرها
خانه - حسابداری - حسابداری مدیریت - حکایات مدیریتی

حکایات مدیریتی

حکایت «مسلماً مورچه»

حکایات مدیریتی

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد و با خوشحالی هر روز کار زیادی انجام می داد. رئیسش که یک شیر بود از اینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. بنابراین سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن …

توضیحات بیشتر »

تغییر نگرش

نگرش_مثبت

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب …

توضیحات بیشتر »